
«از امیر تا امیرعلی: روایت شهادت سردار حاجیزاده»
همسرش تعریف میکرد:
شب شهادت امیرالمومنین علیه السلام به دنیا آمد
اسمش را امیر گذاشته بودند.
وقتی از رهبر معظم انقلاب حکم فرماندهی گرفت، آقا اسم امیرعلی را برایش انتخاب کردند.
از سال ١٣٨٨، امیرِ خانهاش را دیگر امیرعلی صدا میکرد.
شب شهادت مولا به دنیا آمده بود، حالا هم اسم امیرالمؤمنین هم شده بود، اما هنوز جنسش جور نبود...
از اینجا به بعد را محافظش نقل میکند:
بعد از نماز صبح بود، حمله شد، سردار فرقش شکافته شد، لحظهی شهادت دوبار یاعلی گفت و...
پرواز را از دامان امیرالمؤمنین آغاز کرد.
سلام بر تو، آن روزی که به دنیا آمدی، آن روزی که نام اصلیات را از پدر امت هدیه گرفتی، آن روزی که گفتی "گردنم از مو باریکتر است" و آبرویت را با خدا معامله کردی و آن روزی که...
فرق خونین، بعد از نماز صبح، بدون لباس رزم، ناغافل... به شهادت رسیدی...
چه کار کردی که مولا اینقدر دوستت داشته؟... سردار رشید اسلام! شهید امیرعلی حاجیزاده...
نویسنده : مهدی بخشی
گالری تصاویر (۱)
مطالب مرتبط

از رویای خاکریز تا حماسه زن ایرانی

از نسل رستمیم؛ ابر مردِ دیوکُش / از نسل آرشیم؛ کمانگیرِ کارزار

برگزاری ویژهبرنامه ادبی “عصر شعر فاتحان خرمشهر”

تجربه جدیدی از خوانش داستان با کتاب «پرندهبازِ تهران»

نویسندهی البرزیِ کتاب "پاییز آمد"، مهمان حوزهی هنریِ استان البرز

اعضای شورای پیچینگ فراخوان فیلم کوتاه «دیار» معرفی شدند
از استانهای دیگر
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: tehran.hozehonari.ir


